ما نسل بوسه های خیابانی هستیم

 

نسل خابیدن با اس ام اس

 

نسل درد دل با غریبه های مجازی

 

نسل کادو های یواشکی

 

نسل جمله های کورش کبیر و دکتر شریعتی

 

نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس

 

نسل سوخته ،نسل من،نسل تو

 

یادمان باشد هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم

 

بین عذابهایمان مدام بگوییم

 

"یادش بخیر"



تاريخ : یکشنبه 29 دی 1392
| 01:39 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(0)

عجبــــ وفـــايـــي دآرد اين دلتنگــــي...!

تنهـــــاش که ميـــذآريـــي ميــري تو جمـــع و کلّي ميگـــي و ميخنــــدي...

بعد کـــه از همه جـــدآ شدي از کـُنـــج تآريکـــي ميآد بيرون

مي ايستـــه بغـــل دستــتــــ ... دســتـــ گرمشـــو ميذاره رو شونتــــ

بر ميگـــرده در گوشــتـــ ميگـــه:

خـــوبــي رفيـــق؟؟!!بـــآزم خودمـــم و خـــودتــــ ...




تاريخ : یکشنبه 29 دی 1392
| 01:34 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(2)

وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم.

یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز کردم. اما باید به او می‌گفتم که در ذهنم چه می‌گذرد. من طلاق می‌خواستم. به آرامی موضوع را مطرح کردم. به نظر نمی‌رسید که از حرفهایم ناراحت شده باشد، فقط به نرمی پرسید، چرا؟

از جواب دادن به سوالش سر باز زدم. این باعث شد عصبانی شود. ظرف غذایش را به کناری پرت کرد و سرم داد کشید، تو مرد نیستی! آن شب، دیگر اصلاً با هم حرف نزدیم. او گریه می‌کرد. می‌دانم دوست داشت بداند که چه بر سر زندگی‌اش آمده است. اما واقعاً نمی‌توانستم جواب قانع‌کننده‌ای به او بدهم. من دیگر دوستش نداشتم، فقط دلم برایش می‌سوخت.

با یک احساس گناه و عذاب وجدان عمیق، برگه طلاق را آماده کردم که در آن قید شده بود می‌تواند خانه، ماشین، و ۳۰% از سهم کارخانه‌ام را بردارد. نگاهی به برگه‌ها انداخت و آن را ریز ریز پاره کرد. بقیه در ادامه مطلب...

 

 




ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 29 دی 1392
| 01:04 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(0)

در بیمارستانی، دو بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشیند ولی بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد.

آنها ساعتها با هم صحبت می‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بیماری که تختش کنار پنجره بود، می‏نشست و تمام چیزهائی که بیرون از پنجره می‏دید، برای هم اتاقیش توصیف می‏کرد.

پنجره، رو به یک پارک بود که دریاچه زیبائی داشت. مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می‏کردند و کودکان با قایقهای تفریحیشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن به منظره بیرون، زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دور دست دیده می‏شد. همان‏طور که مرد کنار پنجره این جزئیات را توصیف می‏کرد، هم اتاقیش چشمانش را می‏بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می‏کرد و روحی تازه می‏گرفت.

روزها و هفته‏ها سپری شد. تا اینکه روزی مرد کنار پنجره از دنیا رفت و مستخدمان بیمارستان جسد او را از اتاق بیرون بردند. مرد دیگر که بسیار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار این کار را با رضایت انجام داد.

مرد به آرامی و با درد بسیار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولین نگاهش را به دنیای بیرون از پنجره بیندازد.

بالاخره می‏توانست آن منظره زیبا را با چشمان خودش ببیند ولی در کمال تعجب، با یک دیوار بلند مواجه شد! مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقیش همیشه مناظر دل انگیزی را از پشت پنجره برای او توصیف می‏کرده است.

پرستار پاسخ داد: ولی آن مرد کاملا نابینا بود.




تاريخ : یکشنبه 29 دی 1392
| 00:50 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(0)

خـــــدايا... 

در ميــان اين همـــــہ چشـــم ،

نگـــــــــاه تو

مرا بـے نياز مـے سازد

از هر نگــــــاهـــے ...




تاريخ : یکشنبه 29 دی 1392
| 00:29 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(0)

emam jafar sadegh اس ام اس ولادت حضرت محمد(ص) و امام صادق(ع)

اس ام اس ولادت حضرت محمد و امام صادق
SMS veladat hazrat mohammad imam sadegh



ز یمن مقدم رسول خاتم

معطر آمده محیط عالم

مولد صادق آل محمد

مقارن گشت با میلاد احمد

میلاد نبی اعظم (ص) و امام صادق (ع) مبارک باد


اس ام اس ولادت حضرت محمد و امام صادق
SMS veladat hazrat mohammad imam sadegh



امشب سخن از جان جهان باید گفت

توصیف رسول انس و جان باید گفت

در شام ولادت دو قطب عالم

تبریک به صاحب الزمان باید گفت





ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 27 دی 1392
| 22:03 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(0)

ولادت حضرت محمد مصطفی(ص),ولادت حضرت محمد(ص),میلاد حضرت محمد,ولادت امام جعفر صادق (ع)

« میلاد پیامبر اکرم حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم و ولادت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام خدمت یکایک شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض میکنم »

 




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 27 دی 1392
| 20:50 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(2)

یک سؤالی ساده دارم از حضورت...

من آیا زنده ام وقت ظهورت؟

اگر که آمدی من رفته بودم

اسیر سال و ماه و هفته بودم

دعایی کن دوباره جان بگیرم

بیایم در رکاب تو بمیرم...

 

 

پسر یخی...




تاريخ : جمعه 27 دی 1392
| 03:08 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(0)

 شب های امتحان, پیامک امتحان

     درس خواندن چقدر دلگیر است در اتاقی که از تو خسته شده
    گوش دادن به تیک تاک زمان زل زدن به کتاب بسته شده

-------------اس ام اس جدید شب امتحان-------------

    اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده

-------------اس ام اس جدید شب امتحان-------------

    هان ای کسانی که ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید
    اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند !
    ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان !

 




ادامه مطلب
تاريخ : جمعه 27 دی 1392
| 01:30 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(2)




تاريخ : پنج‌شنبه 26 دی 1392
| 23:31 | نویسنده : محمد | ارسال نظر(0)
صفحه قبل1...56789...15صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران